ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

بیست و شش ماهه ی ما

بابا جون تبریز بوده، هلی کوپتر می بینی، می گی مامان با هلی کوپتر میخوام برم تبریز... با کسی که خیلی باهاش رفیق میشی شوخی های خاصی می کنی، مثلا دستتو مثل گوشت کوب میزنی به پشتش... داری لالایی می گی: لالا لالا گل مامان، گل بابا... خیلی از کتاباتو که برات خوندیم و ادامه ی شعراشو میخونی... جدیدا طلب کاغذ و خودکار و مداد و مدادرنگی و بیشتر می کنی، همه چیزم می کشی، البته نامفهوم، تازه ازت سوال می کنیم که مثلا هواپیما که کشیدی کجاست درست هم نشون میدی... اعداد و تقریبا تا بیست می شمری...باید تو مودش باشی... بین کارتهات حیوونایی که می گم و می تونی پیدا کنی... سم سوسک گرفته مامان جون واسه خونشون، می گی مامان...
27 مهر 1392
1